همیشه خبرهای خوبی هست،
ـ براي من،ازتو ـ
در نامه هايي كه هيچ گاه به مقصد نمي رسند!!
همیشه خبرهای خوبی هست،
ـ براي من،ازتو ـ
در نامه هايي كه هيچ گاه به مقصد نمي رسند!!
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 14:16  توسط endugo
کلمه کم می آورم،
برای دلتنگی هایم... برای دلتنگی هایت...
دعا کن باران ببارد؛
باران که آمد،
" بوی خاکِ باران خورده از آنِ تو
بوی بارانِ خاک خورده از آنِ من*"
*صفا
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 16:53  توسط endugo
...و ...و ...و ...
این جاهای خالی لعنتی؛
جاهای خالی کسانی که همه ی زندگیم را پر کرده اند...
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 16:34  توسط endugo
قرار ما،
غروب خاکستریِ یکی از همین چندشنبه های لعنتی،
کنار همان نیمکت سیمانی؛
تا آن وقت،
من هم هر شب پشت خوابگاه، همه ی سیگارهای جهان را دود میکنم...
آتش به آتش...
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 15:19  توسط endugo
در تو سکوت،
در من اضطراب
تو کجا حالا،من کجا...؟
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 17:6  توسط endugo
غروب، غربت، قرار، مه، دانشکده، باران
و خیالی که یا تو را می آورد یا مرا می برد...
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 17:1  توسط endugo
-به گمانم هنوز دوستت دارد (این را من میگویم)
هنوز همان ساعتِ خرابِ همان روزها را به دست دارد
پسرک بیچاره...
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 17:58  توسط endugo
كه خود اسير حادثه ي غروب چند شنبه اي شد!
پسرك بيچاره...
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 21:35  توسط endugo
- از شمال كودكي، تا جنوب روياهای داغ-
چشم كه باز كردم
دل، بسته بودم!
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 8:30  توسط endugo
بهتر است چرتي بزنم، وقتي بيايي آنقدر حرف براي نگفتن داريم...
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 17:39  توسط endugo