تبليغاتX
...برای روزهای مبادایی که گاهی نمی آیند
87/11/19
بو کن مرا!

من از جايي حوالي غربت شاعرانه‌هاي دست و پا شکسته‌ي جنوبي‌ترين ِ روياها آمده‌ام

من از جايي حوالي "نمي‌دانم کجاي" دلتنگي مدام اين روزها آمده‌ام

من از فرصتي که کم بود، حتي براي يکي-دو عمر گريه،

من از پشت راز آشفتگي تمامي قمري‌هاي قفس‌نشين آمده‌ام

من از جايي حوالي ناکجاآباد عاشقي...

بگذريم!

به يادم مي‌آوري غريبه؟


*شد دو سال!

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 7:31  توسط endugo 

87/11/08
و من از تعبير کودکانه بغض واژه‌ها،

   تا احتمال الکن همين "دوستت دارم‌هاي" گفته و ناگفته،

      تا هوي‌هوي نيمه شبهاي اين باد بي‌باور،

         تا طعم گس يکي دو بوسه مضطرب،

             تا اين گنگ‌نامه‌هاي بي‌ربط بي‌غرض

                  تا ...

                          ...

من از روياي خيس کارون گذشته‌ام بانو!

يکي دو عمر گريه که،دردي از جايي دوا نمي‌کند... تازه اگر مجال دوباره گريستن باشد!

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 9:20  توسط endugo 

87/11/02
ديشب بعد از مدتها خوابت رو ديدم. داشتي اين شعر اميرحسين رو ميخوندي:

آسمانُ خدا،

شيرازُ حافظ،

آسمانِ شيراز، خداحافظ...

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 9:59  توسط endugo