تبليغاتX
...برای روزهای مبادایی که گاهی نمی آیند
88/06/24
من ِ این روزها،

فارغ از گمان گاه‌گاه گریه و گلایه،

خیره به خیرگی این ابرهای نابارورِ بی‌باور،

سوت میزند حجم خالی دستانت را...

*این‌ها دلتنگی‌های مردیست که تاخت زده است دلش را،

                     به تنها یکی "دوستت دارم ِ" پر التهاب و ساده

                                      در نیمه شبی از شب‌های زمستان!!

**یادمان به خیر بانو، یادمان به خیر

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:33  توسط endugo  |