تبليغاتX
...برای روزهای مبادایی که گاهی نمی آیند
86/03/10
 

...و من، غروب این روزها، خسته از گذر ثانیه های تکراری،

       کنار کارونِ بی حوصلگی،

            آنجا که زنجره ها، غمگین ترین عاشقانه هایشان را می سرایند،

                تنهایی ام را با خدا قسمت می کنم...

 

*همیشه از یه جایی شروع میشه. درست نمیشه گفت از کجا... فقط یهو به خودت میای و می بینی غریبه شدی... یه کم که میگذره، یواش یواش این حس بهت دست میده که اصلا هیچ آشنایی در کار نبوده... از همون اولِ اولش غریبه بودی. به همین راحتی!

**این روزا هر بار که به اسم اینجا نیگا می کنم، این کلمه ی "گاهی" خیلی نظرم رو جلب میکنه. انگار قبلا ندیده بودمش... "برای روزهای مبادایی که گاهی نمی آیند..."... گاهی!!

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 20:19  توسط endugo