تبليغاتX
...برای روزهای مبادایی که گاهی نمی آیند
87/03/04
اينجا باد ميايد...
اينجا هنوز باد ميايد و خواب قاصدكهاي دلواپس اين روزها را آشفته مي‌كند.
اينجا باد ميايد و من هنوز، در حسرت تعبير يكي‌دو خط از آن همه رويا كه داشتيم -كه داريم- هر روز صبح، پس كوچه‌هاي آشناي دلتنگي را آب‌پاشي مي‌كنم و چشم به راه مي‌نشينم.
اينجا باد ميايد و بغضهاي نابالغ مرا، پيش از آنكه شعر شوند با خود مي برد.
 اينجا...
*وقتي تو نيستي، نه هست‌هاي ما چونانكه بايدند، نه بايدها. مثل هميشه، آخر حرفم و حرف آخرم را با بغض مي خورم. عمريست لبخندهاي لاغر خود را در دل ذخيره مي‌كنم:
                                                      باشد براي روز مبادا!اما، در صفحه‌هاي تقويم، روزي به نام روز مبادا نيست. آن روز هر چه باشد، روزي شبيه ديروز، روزي شبيه فردا، روزي درست مثل همين روزهاي ماست. اما كسي چه مي داند، شايد امروز نيز روز مبادا باشد!
وقتي تو نيستي، نه هست‌هاي ما چونانكه بايدند، نه بايدها...
هر روزِ بي تو، روز مباداست...

*قيصر امين‌پور


لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 10:44  توسط endugo