تا احتمال الکن همين "دوستت دارمهاي" گفته و ناگفته،
تا هويهوي نيمه شبهاي اين باد بيباور،
تا طعم گس يکي دو بوسه مضطرب،
تا اين گنگنامههاي بيربط بيغرض
تا ...
...
من از روياي خيس کارون گذشتهام بانو!
يکي دو عمر گريه که،دردي از جايي دوا نميکند... تازه اگر مجال دوباره گريستن باشد!
